| English | كتابخانه | سفارش كتاب | همكاری با ما | آلبوم عكس | ما و رسانه ها | طرح ها | معرفی تاریخ | معرفی مؤسسه | تازه ها |
![]() |
![]() |
![]() |
| همكاران |
| تماس با ما |
| روش پژوهش |
| رویکرد تاریخی |
| فهرست مطالب |
| موزه تاریخ |
| بانک اطلاعات |
![]() |
![]() |
پلهای پیوند بین دیروز و فردا را اکنون بسازیم
استادان و سروران گرامی، مهمانان محترم، دوستان و همکاران عزیز، خانمها و آقایان،
از دست رفتن آنها اگرچه ما را سخت غمزده کرده است، بیشتر بیمناک از آن هستیم که صدای آنها همچون صدای دهها کوشنده و فرهیخته دیگر در هیاهو و جنجال این روزگار کم کم محو شود، و یادشان از خاطرها برود. چقدر دردناک است وقتی از یک دانشآموز نوجوان که در پشت میز و صندلی مدرسه نشسته میپرسی آیا میدانی رشدیه کیست و او تو را مات و گیج نگاه میکند و یادش نمیآید و یا اصلا به گوشش نرسیده است که او کسی است که برای این که او از روی زمین نمناک پستوخانههایی به نام مکتبخانه بلند شود و پشت این میز و صندلیها بنشیند، چگونه جنگیده است؟ نه جنگ به معنای نمادین آن، بلکه جنگ واقعی! نداند که با توپ و تفنگ به او حملهور شدهاند و مدرسه را به سرش خراب کردهاند؟ و او ایستاد تا بر تاریک اندیشان پیروز شد. بیمناک از آنیم که نسل آینده فراموش کند که در این سرزمین اندیشه کودکستانها به شیوه مونتسوری در نخستین سالهای دهه ۱۳۰۰ در ایران پیاده شده بود، شعر به معنای امروزی ان از آغازین سالهای دهه ۱۳۴۰ در ایران سروده شده بود، دهها سرود و آواز برای کودکان ساخته شده بود، نخستین نهادهای ادبیات کودکان، زیباترین داستانها و تصویرها برای کودکان در این سرزمین خلق شده بود، صدها ترویج گر گمنام با کوله پشتی و جیپ و کتابخانههای سیار به روستاهای دورافتاده راهی شده بودند و نسل امروز و فردای ما بیخبر بمانند.
ثبت و حفظ این رویدادها همان قدر گرانبها و پرارزش است، که حفظ یک بنای تاریخی. حفظ و پراکنش شعرهای پروین دولتآبادی در این سرزمین کماهمیتتر از حفظ کاخ پرسپولیس نیست. کودکان مال در آینده تنها نباید به چند بنای تاریخی بر خود ببالند. باید بدانند و ببالند که در این سرزمین چه زنان و مردان فرهیخته و از خود گذشتهای نان ایران را در دنیا بلند داشتهاند. باید بدانند و ببالند که تنها یک شاهنامه نداریم که بر آن مفتخر باشیم، گنجینهای بسیاری در زیر غبار خاک تاریخ مانده است که باید، به چشم بیاید و بدرخشد. چگونه؟ آری، دستگاههای دولتی مربوط به حفظ دانش و فرهنگ ملی مسئول این مهم هستند. اما ما چه؟ اما ما چه؟ این پرسشی بود که ۱۲ سال پیش از خود پرسیدیم و بیمناک شدیم که مبادا هر لحظه درنگ، دیر باشد؟ با آن همه که جنبیدیم، میخواستیم که به دیدن سيروس طاهباز برویم، خبر رسید که او را از دست دادیم، وقتی به سراغ نادر ابراهیمی رفتیم، او دیگر قادر به حرف زدن نبود، در این فاصله چه بسیار که سفر کرده بودند و در ایران نبودند، تازه مصاحبه با معصومه سهراب و منصوره راعی را به سرانجام رساندیم که خبر رسید که آنها نیز از میان ما رفتند. جلدهای آخر را که بستیم پروین دولت آبادى و نادر ابراهیمی را نیز از دست دادیم. زمان پرشتاب میگذرد و ما همچنان بیمناک که شاید فردا دیر باشد. تا هستیم تلاش کنیم که توشهای برای فردای فرزندانمان آماده کنیم. هر کس به سهم خود، هر کس در گستره کار خویش. ۱۰ جلد کتاب تاریخ ادبیات کودکان را نوشتیم و به ثبت رساندیم تاریخ کودکی این سرزمین را، تاریخ تلاشها و فداکاریهای زنان و مردان فرهیخته ایران زمین را. اکنون هزارها سند گرد آمده است، این سندهای گرانبها از آن نسل آینده این سرزمین است. دو راه وجود دارد. یا نهادهای دولتی این موزه ملی را بر پا دارند، که تاکنون با همه تلاشها به انجام نرسیده است و یا مردم، مالکان واقعی این میراث فرهنگی باید برای فرندان خود این موزه ملی را بر پا دارند. چگونه؟ با هم بیاندیشیم و دست در دست هم این رویا را واقعیت بخشیم. زندگی این بزرگان باید به تصویر کشیده شود. ما بر آنیم بر پایه همه اسناد و مصاحبههای انجام شده، دهها فیلم مستند از این بزرگان بسازیم. اینجا نیز دست یاری به سوی مردم، به سوی دوستداران فرهنگ و کودکان این سرزمین دراز میکنیم. ما پیش از آن که پاسخ مثبت شما را بشنویم، کار را آغاز کردهایم. چند مصاحبه که از مراحل مقدماتی تهیه این فیلم هاست انجام دادهایم، اما راه دراز در پیش است و ما باور داریم که تنها نمیمانیم.
زهره قایینی ۲۶ خرداد ۱۳۸۷
|
|||
| chlhistory@yahoo.com ۲۰۰5 |